خاطرات اشکان

مامانم دعوام کرد

سلام بچه ها میدونم دلتون واسه من تنگ شده ، خوب منم همینطور دل تنگی همینطوری که نیست خوب آدم دلش تنگ میشه . نمیدونم چه حکمتیه امروز احساس کردم مامانم رو اذین کردم داشت کتاب میخوند منم نه گذاشتم نه برداشتم روغن داغ رو ریختم روش . البته از قصد اینکارو نکردم از دستم در رفت اما مامانم خیلی ناراحت شد . میدونید مامانه من هرچقدر هم ناراحت شه دست روی من بلند نمیکنه . بعد از کلی بحث و جدل از آخر رفتم معذرت خواستم و گفتم مامان جونم تاقصیر من بود درست اما مامان جونم لطفا این روغن خراطین های خودتو هر جا هرجا دم دست نزار اونم روغن خراطین داغ ، واقعا آدمو میجزونه . بازم میام پیشتون . منتظرم باشید ، خداحافظ همگی ...
26 خرداد 1397

منو مامانم در به در دنبال راه حل یبوست

منو مامانم کلی دکتر رو رفتیم برای برطرف کردن این درد بزرگ ، یعنی یبوست تا آخرش مطلب زیر همه چیزو اوکی کرد . استفاده از روغن کرچک برای برطرف کردن یبوست فایده‌ی استفاده از روغن کرچک برای برطرف کردن یبوست، مدت‌هاست که ثابت شده و در گذشته در بسیاری از خانه‌ها مصرف می‌شد، اما به دلیل پایین بودن ارزش غذایی آن، کمتر از آن استفاده می‌کنیم. روغن کرچک به شما کمک می‌کند روده‌ی کوچک و بزرگ را تحریک کرده و راحت‌تر ضایعات را از بدن دفع کنید. روغن کرچک، یک عامل قوی است که کولون را از مدفوع پاک می‌کند. روغن کرچک، رطوبت را در روده‌های کوچک و بزرگ حفظ می‌کند، در نتیجه دفع راحت‌تری خواهید...
29 فروردين 1397

تکرار نشدنی ها

تجربه ها تکرار می شوند می دونی حضور بعضی آدمها توی زندگی هامون خیلی موثره، ولی این دلیل نمی شه که بگیم حتما می تونیم از تجربه های تلخ دیگران درس بگیریم، یعنی همه این کار رو نمی کنن... این رو وقتی فهمیدم که بعد از اون همه بلا که سر زندگی کوچیکمون اومد، حالا دوباره خاطره های تلخ با یکی دیگه شروع شده، کسی که از گذشته اون آدمی که من دارم ازش می نویسم درس نگرفت، کسی که هر بار که صداش رو می شنوم، خمودگی لحظه به لحظه اش رو بیشتر حس می کنم، نمی دونم نمی دونم!! اون هم مثل من دیده بود اون همه درد رو، پس چرا باز خودش وارد این بازی مرگبار شده؟؟؟؟؟؟؟؟   دارم از غصه اش دق می کنم همین و بس از همه دوستایی که بهم سر می زنن خیلی خیل...
15 فروردين 1397

خاطرات کودک ۱

 دلم برای بازی های کودکی تنگ است برای خنده های از ته دل و گریه های موقتی، دلم برای دستهای کوچکم تنگ است برای عروسکی که بخاطر بدست آوردنش ساعتها اشک ریختم ، برای مادربزرگ برای آغوش ِ پدربزرگ دلم برای تکه ای از آسمان ِ کودکی ام تنگ است تکه ای که پیدایش نکردم
13 فروردين 1397
1